سيد محمد باقر برقعى
162
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )
را از رسيدن به كمال و جمال و حقيقت مطلق بازمىدارد و به قول عارف وارسته حافظ : در ميخانه ببستند ، خدايا مپسند * كه درِ خانهى تزوير و ريا بگشايند به آزادى قلم احترام مىگذارم و عقيده دارم كه محيط خفقان و ديكتاتورى باعث ضايع شدن استعدادها مىگردد و از رشد و شكوفايى افكار بديع جلوگيرى مىكند . » فرزانه مجموعهاى از اشعار خود را به نام « نسيم سحر » آماده كرده است كه اشعار زير از آن مجموعه فراهم آمده است . مدّعيان صلح آنان كه صلح را به جهان ادّعا كنند * بنگر چه كردهاند به گيتى چهها كنند افكندهاند آتش بيداد و اختلاف * در هر طرف كه باشد ، جنگى به پا كنند برنامه است در همه جا جنگ زرگريست * بيگانگان معامله اندر خفا كنند در سرزمين هرزگوين ، جانيان صرب * بس ظلمها نموده و جور و جفا كنند كشتار مىكنند و جنايت فزون ز حدّ * بر قلدران و دد صفتان اقتدا كنند پس داعيان صلح چرا ساكتاند و مات * اى كاش ! بر تعهّد و پيمان وفا كنند بايد كه بشكنند سكوت عميق خويش * نيرنگ حاميان دغل برملا كنند غارتگران نظم نوين با هزار مكر * غارت نموده ثروت و آنگه ندا كنند پامال شد حقوق بشر ، اى دريغ و داد ! * با اين طريق فتنه و كيد و ريا كنند « فرزانه » كى شود كه دگرباره ساميين * خود را ز قيدوبند اجانب رها كنند انتظار كاش كه از وى خبر داشتم * بر سر كويش گذرى داشتم كاش پس از اين همه آوارگى * بر رخ ماهش نظرى داشتم شمعصفت سوختم اندر فراق * داغ به دل ، چشم ترى داشتم